forestaller معنی فارسی احتکار کردن پيش خريد کردن بخود اختصاص دادن پيشدستي کردن بر واژههای دیگر با معنی «احتکار کردن» forestall احتکار کردن، پيش خريد کردن، بخود اختصاص دادن forestal احتکار کردن hoard up احتکار کردن bull گاو نر، گران کردن (سهام) بوسيله پيش خريد، احتکار کردن hoard اندوخته، ذخيره، احتکار rig the market با احتکار کالا افزايش و کاهش مصنوعي، در قيمت ها ايجاد کردن