دیکشنری فارسی

forestry

UKfɔrəstriː US'fɔ:rəstrı

معنی فارسی

علم احداث جنگل ، علم جنگل سازي (يا جنگلباني)

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´is trē, fär´-/n.

● (علم نگهداری از جنگل) جنگل‌داری

● (بهره برداری درست از جنگل و چوب آن) جنگل پروری، جنگل‌داری

● (نادر) جنگل، زمین جنگلی، بیشه‌زار، درختستان

تعریف انگلیسی

noun
  1. the science of planting and caring for forests and the management of growing timber

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن