دیکشنری فارسی

foretold

UKfɔːtould USfɔ'təuld

معنی فارسی

پيشگويي کرد ، از پيش آگاهي داد

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr tōld´/vt.

زمان گذشته و اسم مفعول فعل: foretell

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن