foretold
UKfɔːtould
USfɔ'təuld
معنی فارسی
پيشگويي کرد ، از پيش آگاهي داد
معنی کامل و مثالها
/fôr tōld´/vt.
● زمان گذشته و اسم مفعول فعل: foretell