دیکشنری فارسی

forewoman

UKfɔːwumən

معنی فارسی

زن مباشر ، مباشر زن ،

زن کارگري که هم کار مي کند وهم نظارت کارگران

را بر عهده دارد

معنی کامل و مثال‌ها

/-woom´ǝn/n., pl.

● (زن) سرکارگر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a woman who is foreperson of a jury
  2. a woman in charge of a group of workers

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن