دیکشنری فارسی

forfeit

UKfɔːfit US'fɔ:fıt

معنی فارسی

جريمه تاوان ضبط شده از دست دادن گم کردن ضبط کردن براي

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´fit/n., adj., vt.

تاوان، جریمه، جزا

what forfeit (is) worse than the loss of honor?

چه تاوانی بدتر از ازدست دادن شرف (است)؟

(در برخی بازی‌ها: چیز یا امتیازی که در مقابل اشتباه یا باخت از بازیکن گرفته می‌شود و پس از انجام کاری برای برنده به او پس‌داده می‌شود) گرو، ستانه

(جمع) این نوع بازی

رجوع شود به: forfeiture

گرویی، ستانه‌ای، تاوانی، ستانده، ازدست رفته

ازدست دادن، به گرو دادن، ستانه دادن، محروم شدن از

those who were captured forfeited their freedom

آنان که دستگیر می‌شدند آزادی خود را از دست می‌دادند.

signing this paper will forfeit your rights to the property

امضای این ورقه حقوق شما را نسبت به این ملک سلب خواهد کرد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. something that is lost or surrendered as a penalty
  2. a penalty for a fault or mistake that involves losing or giving up something “the contract specified forfeits if the work was not completed on time”
  3. the act of losing or surrendering something as a penalty for a mistake or fault or failure to perform etc. “you've forfeited your right to name your successor” “forfeited property” “Verb Frames:” “Somebody ----s somethingIII”

مترادف‌ها

I. noun
Fine, mulct, amercement, penalty, forfeiture.
II. verb active
Lose (by some offence, by neglect, or by breach of condition), alienate.

واژه‌های دیگر با معنی «جريمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن