دیکشنری فارسی

forging

UKfɔːdʒiŋ US'fɔ:dʒıŋ

معنی فارسی

برسندان کوبيدن جعل سند جعل تقلب.

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´jiŋ/n.

● جعل

● آهن ورزی، آهنگری

تعریف انگلیسی

noun
  1. shaping metal by heating and hammering

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن