forkedness معنی فارسی انشقاق واژههای دیگر با معنی «انشقاق» split phase انشقاق فاز fission process روند انشقاق، فرآيند انشقاق، پروسه انشقاق fission product محصول انشقاق nuclear fission انشقاق هسته اي quadruple fission انشقاق چهار برابر split phase motor موتور با انشقاق فاز split pole converter تبديل گر با انشقاق قطب fissile شکافته شدني، قابل انشقاق fissility امادگي براي شکافته شدن، قابليت انشقاق fission شکافتگي، شکافتن، انشقاق