forklift
UKfɔːklift
US'fɔ:k'lıft
معنی فارسی
جراثقال چنگکدار، گرانکش چنگکدار،
بار بردار چنگکدار، فورک ليفت
با جراثقال چنگکدار بلند کردن
معنی کامل و مثالها
/fôrk´lift´/n., vt.
● جراثقال چنگکدار، گرانکش چنگکدار، بار بردار چنگکدار، فورک لیفت
a forklift truck
کامیون بار بردار (با چنگک)، کامیون چنگکی
● با جراثقال چنگکدار بلند کردن
تعریف انگلیسی
noun
- a small industrial vehicle with a power operated forked platform in front that can be inserted under loads to lift and move them