دیکشنری فارسی

formally

UKfɔːmæliː US'fɔ:məlı

معنی فارسی

رسماً ، صريحاً ، مطابق آيين و آداب ،

با رعايت تشريفات ، ظاهراً

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´mǝl ē/adv.

● رسما، به طور رسمی

● از نظر شکل، شکلا، دیسانه

they were formally introduced

رسما به هم معرفی شدند.

تعریف انگلیسی

adverb
  1. with official authorization “the club will be formally recognized” “Derived from adjective: official (for: officially), formal”
  2. in a formal manner “he was dressed rather formally” “Derived from adjective: formal”

واژه‌های دیگر با معنی «رسماً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن