formatter UKfɔːmætər معنی فارسی شکل دهنده واژههای دیگر با معنی «شکل دهنده» anamorphic تغيير شکل دهنده . proteiform زياد تغيير شکل دهنده plastic خميرنرم، شکل دهنده، سازنده plastically خميرنرم، شکل دهنده، سازنده formative تشکيل دهنده، درست کننده، ترکيب کننده