دیکشنری فارسی

former (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/fôrm´ǝr/n.

● شکل دهنده، دیسگر، تشکیل دهنده، سازگر، سازنده

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن