formularize
معنی فارسی
بشکل قاعده در آوردن (يا ادا کردن) ،
کوتاه کردن ، تنظيم کردن
معنی کامل و مثالها
/fôr´myōō lǝr īz´,-myǝ-/vt.
● رجوع شود به: formulate
تعریف انگلیسی
verb
- express as a formula “Somebody ----s something”