forswear
UKfɔːswɛər
USfɔs'wɛə
معنی فارسی
(با سوگند) رد کردن ، (با سوگند) انکار کردن ،
انکار کردن
معنی کامل و مثالها
/fôr swer´/vt., vi.
● (همراه با قول یا سوگند) انکار کردن، رد کردن، دست کشیدن از
they forswore their former religion
آنان مذهب پیشین خود را ترک کردند.
we will negotiate with them when they forswear violence and terrorism
وقتی با آنها مذاکره خواهیم کرد که رسما دست از خشونت و تروریسم بردارند.
● سوگند دروغ خوردن، (همراه با سوگند) شهادت دروغ دادن
* forswear oneself
سوگند دروغ خوردن، قسم خود را شکستن
مترادفها
verb active
1. Renounce (upon oath), reject, leave, quit, desert, forsake, abandon, drop.
2. Deny, abjure, recant, retract, renounce.