دیکشنری فارسی

forswear

UKfɔːswɛər USfɔs'wɛə

معنی فارسی

(با سوگند) رد کردن ، (با سوگند) انکار کردن ،

انکار کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr swer´/vt., vi.

(همراه با قول یا سوگند) انکار کردن، رد کردن، دست کشیدن از

they forswore their former religion

آنان مذهب پیشین خود را ترک کردند.

we will negotiate with them when they forswear violence and terrorism

وقتی با آنها مذاکره خواهیم کرد که رسما دست از خشونت و تروریسم بردارند.

سوگند دروغ خوردن، (همراه با سوگند) شهادت دروغ دادن

* forswear oneself

سوگند دروغ خوردن، قسم خود را شکستن

مترادف‌ها

verb active
1. Renounce (upon oath), reject, leave, quit, desert, forsake, abandon, drop.
2. Deny, abjure, recant, retract, renounce.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن