forte (1)
معنی کامل و مثالها
/fôrt, fōrt/n.
● (محکمترین و کاریترین بخش شمشیر میان قبضه و وسط تیغه) لبهی تیز شمشیر، برانگاه
● (ویژگی یا چیزی که شخص در آن مهارت دارد) نقطهی قوت، چیرگی، هنرمندی، هنر
his forte is in geography
چیرگی او در جغرافیا است.
self-restraint has never been his forte
خودداری هرگز صفت برجستهی او نبوده است.