fortnightly
UKfɔːtnaitliː
US'fɔ:t'naıtlı
معنی فارسی
دوهفته يکبار ،
دوهفته يکباردراينده (يارخ دهنده)
معنی کامل و مثالها
/-lē/adj., adv., n., pl.
● دو هفته یکبار، هر چهارده روز یکبار
● (بیشتر در انگلیس) مجلهی دو هفته یکبار، نشریهای که هر دو هفته منتشر میشود
تعریف انگلیسی
adverb
- occurring every two weeks
- every two weeks “he visited his cousins fortnightly” “Derived from adjective: biweekly (for: biweekly)”