دیکشنری فارسی

fortunately

UKfɔːtʃuneitiːliː US'fɔ:tʃənətlı

معنی فارسی

خوشبختانه ازحسن اتفاق

تعریف انگلیسی

adverb
  1. by good fortune “fortunately the weather was good” “Derived from adjective: lucky (for: luckily), fortuitous (for: fortuitously), fortunate”

واژه‌های دیگر با معنی «خوشبختانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن