forward march معنی فارسی قدم رو فرمان قدم رو فرمان پيش واژههای دیگر با معنی «قدم رو» route step فرمان قدم راه، قدم راه رو، قدم راه رفتن pacer گام زن، قدم پيما، اسب قدم رو mark time فرمان در جا، در جا زدن، در جا قدم رو sure footed (در گفتگوي اسب) ثابت قدم، رو نرو، بي لغزش double times march بدو رو، قدم دو