دیکشنری فارسی

forwarder

UKfɔːwədər US'fɔ:wədə

معنی فارسی

فرستنده حمل کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´wǝr dǝr/n.

● کارگزار ترابری، عامل حمل و نقل و انبار کردن کالا و غیره

● (ابزار یا شخص) رسانگر، فرستگر

واژه‌های دیگر با معنی «فرستنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن