forwardly
UKfɔːwədliː
معنی فارسی
گستاخانه جسورانه عجولانه مشتاقانه
معنی کامل و مثالها
/fôr´wǝrd lē/adv.
● با پررویی، جسورانه، گستاخانه
don't talk to your mother forwardly!
با مادرت گستاخانه حرف نزن!
● (نادر) در جلو، به سوی پیش
● (قدیمی) مشتاقانه، با میل