دیکشنری فارسی

forwardly

UKfɔːwədliː

معنی فارسی

گستاخانه جسورانه عجولانه مشتاقانه

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´wǝrd lē/adv.

● با پررویی، جسورانه، گستاخانه

don't talk to your mother forwardly!

با مادرت گستاخانه حرف نزن‌!

● (نادر) در جلو، به سوی پیش

● (قدیمی) مشتاقانه، با میل

واژه‌های دیگر با معنی «گستاخانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن