fought
UKfɔːt
USfɔt
معنی فارسی
جنگيدن براي جنگيدن با بجنگ انداختن حرکت دادن ستيزه کردن
معنی کامل و مثالها
/fôt/vi., vt.
● زمان گذشته و اسم مفعول: fight