foul-up
معنی کامل و مثالها
/foul´up´/n.
● درهم و برهمی، درهم گوریدگی، ندانمکاری، افتضاح، خیطی
the plan was carried out without major foul-ups
نقشه بدون دردسر عمده اجرا شد.
تعریف انگلیسی
noun
- an embarrassing mistake