دیکشنری فارسی

foulmouthed

معنی فارسی

بددهن ناسزاگو فحاش وقيح هرزه گو

معنی کامل و مثال‌ها

/foul´mouthd´,-moutht´/adj.

بددهن، ناسزاگو، فحاش، وقیح، هرزه‌گو

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن