foulmouthed
معنی فارسی
بددهن ناسزاگو فحاش وقيح هرزه گو
معنی کامل و مثالها
/foul´mouthd´,-moutht´/adj.
● بددهن، ناسزاگو، فحاش، وقیح، هرزهگو
بددهن ناسزاگو فحاش وقيح هرزه گو
/foul´mouthd´,-moutht´/adj.
● بددهن، ناسزاگو، فحاش، وقیح، هرزهگو
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن