دیکشنری فارسی

found (3)

معنی کامل و مثال‌ها

/found/vt.

● (فلز یا شیشه‌ی گداخته را) در قالب ریختن، گداختن و قالب‌گیری کردن، ریخته‌گری کردن

● (از راه ذوب کردن و در قالب ریختن) ساختن، ریختار کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن