foundation trench معنی فارسی شالوده پي واژههای دیگر با معنی «شالوده» foundation شالوده، پايه، اساس foundational شالوده، پايه، اساس pier foundation شالوده پي، اساس پي skeletonizer شالوده ريز، تهيه کننده استخوان بندي يا کالبد چيزي، تهيه کننده رئوس مطالب. foundation-stone سنگ شالوده، نخستين سنگي که با ايين هاي ويژه براي، بنيادبنگاهي footstone سنگ شالوده، سنگ بنا، سنگ پايين گور. foot-stone سنگ شالوده، سنگ پايين کوه base course لايه شالوده، لايه اساس، قشر اساس pile foundation شالوده شمعي، شمع پي combined footing شالوده مرکب