دیکشنری فارسی

founder (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/foun´dǝr/n.

● بنیانگذار، پی‌افکن، بانی، موسس، بنیادگذار، پی‌ریز، هستی‌بخش

the founder of modern Persian poetry

بنیانگذار شعر نو فارسی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن