دیکشنری فارسی

fountain

UKfauntn US'fauntən

معنی فارسی

چشمه سرچشمه منبع فواره مخزن انبار اصل

معنی کامل و مثال‌ها

/fount´'n, foun´tǝn/n.

● فواره، جهاب، فشانه، آبفشان

a small pool with a beautiful fountain in the middle (of it)

حوض کوچکی با فواره‌ای زیبا در وسط آن.

● چشمه

fountains of paradise flowing with milk and honey

چشمه‌های بهشت که از آن شیر و عسل جاری است

● سرچشمه‌ی رود یا نهر، زایندگاه

● (مجازی) سرچشمه، منشا

Ghazvini was a fountain of knowledge

قزوینی دریای علم بود.

● (فواره‌ی) آب‌خوری، آب سردکن (فواره‌دار)، جهاب (drinking fountain هم می‌گویند)

● (در قلم خودنویس یا قطره‌چکان و غیره) منبع، انباره

تعریف انگلیسی

noun
  1. a structure from which an artificially produced jet of water arises
  2. a natural flow of ground water
  3. an artificially produced flow of water
  4. a plumbing fixture that provides a flow of water

مترادف‌ها

noun
1. Spring, well.
2. Jet, jet d' eau.
3. Source, original, origin, cause, first principle, fountain head.

واژه‌های دیگر با معنی «چشمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن