دیکشنری فارسی

four hundred

UKfɔːrhʌndrəd

معنی کامل و مثال‌ها

● چهارصد

● (امریکا ـ با: the) اعیان و اشراف شهر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. being one hundred more than three hundred
noun
  1. the exclusive social set of a city

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن