دیکشنری فارسی

four-in-hand

معنی فارسی

گردونه چهاراسبه که يک راننده داشته باشد

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´in hand´/n., adj.

● دسته‌ی چهارتایی اسب (که توسط یک نفر رانده می‌شوند)

● کالسکه‌ی چهاراسبه

● دستمال گردن

● چهاراسبه

تعریف انگلیسی

noun
  1. a long necktie that is tied in a slipknot with one end hanging in front of the other
  2. a carriage pulled by four horses with one driver

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن