four-in-hand
معنی فارسی
گردونه چهاراسبه که يک راننده داشته باشد
معنی کامل و مثالها
/fôr´in hand´/n., adj.
● دستهی چهارتایی اسب (که توسط یک نفر رانده میشوند)
● کالسکهی چهاراسبه
● دستمال گردن
● چهاراسبه
تعریف انگلیسی
noun
- a long necktie that is tied in a slipknot with one end hanging in front of the other
- a carriage pulled by four horses with one driver