دیکشنری فارسی

four-letter word

معنی کامل و مثال‌ها

/-let´ǝr/

● (واژه‌ای که از چهار حرف درست شده و با شرمگاه یا جماع یا فضولات بدن سروکار دارد و از ریشه‌ی انگلوساکسون می‌باشد) واژه‌ی چهار حرفی، واژه‌ی قبیح

تعریف انگلیسی

noun
  1. any of several short English words (often having 4 letters) generally regarded as obscene or offensive

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن