دیکشنری فارسی

four-way

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´wā´/adj.

● چهار راهه، چهار سویه

a four-way valve

دریچه‌ی چهار سویه

● (دارای چهار عضو یا شرکت کننده) چهار نفره، چهار طرفه

a four-way debate

بحث چهار نفره

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن