دیکشنری فارسی

four-wheel

معنی کامل و مثال‌ها

/-hwēl´, -wēl´/adj.

● چهارچرخه (four-wheeled هم می‌گویند)

● (وابسته به اتومبیلی که به جای دو چرخ هر چهار چرخ آن مستقیما از موتور نیرو می‌گیرند) دو دیفرانسیل، دو آسه، دو محور

a four-wheel drive Jeep

جیپ دو دیفرانسیلی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to vehicles with four wheels “a four-wheel drive” “Pertains to noun: wheel (for: four-wheeled), wheel”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن