دیکشنری فارسی

fourpenny

معنی فارسی

به ارزش چهار پني

چهار پني

به اندازه ي سکه ي نقره ي چهار پنسي

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´pen ē/adj., n.

● به ارزش چهار پنی (یا چهار پنس)

● چهار پنی

● به اندازه‌ی سکه‌ی نقره‌ی چهار پنسی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. used of nail size; 1 3/8 in or 3.8 cm long

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن