دیکشنری فارسی

fourteen

UKfɔːtiːn US'fɔ:'ti:n

معنی فارسی

چهارده

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr´tēn´/adj., n.

● چهارده

● چهارده ساله

he is only fourteen

او فقط چهارده سال دارد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of thirteen and one
  2. being one more than thirteen

واژه‌های دیگر با معنی «چهارده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن