دیکشنری فارسی

fourth dimension

معنی فارسی

بعد چهارم ، بعد زمان (درفرضيه اينشتين).

معنی کامل و مثال‌ها

● (فیزیک ـ نظریه‌ی نسبیت) بعد چهارم (سه بعد اول: درازا و پهنا و ژرفا)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the fourth coordinate that is required (along with three spatial dimensions) to specify a physical event

واژه‌های دیگر با معنی «بعد چهارم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن