دیکشنری فارسی

foxhunt

معنی فارسی

شکار روباه باتازي ، باتازي شکار روباه کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. mounted hunters follow hounds in pursuit of a fox
  2. hunt foxes, on horseback and with dogs “Somebody ----s” “In the summer they like to go out and foxhunt”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن