دیکشنری فارسی

fracas

UKfrækɑːz US'freıkəs

معنی فارسی

غوغا نزاع اشوب بلوا هنگامه

معنی کامل و مثال‌ها

/frā´kǝs,fra´, fra´kä´/n.

● کتک‌کاری، قیل و قال، جنگ و دعوا، زد و خورد، کلنجار

the principal of the school had to come and stop the fracas in the hallway

مدیر مدرسه مجبور شد به سرسرا بیاید و به کتک‌کاری خاتمه بدهد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. noisy quarrel

مترادف‌ها

noun
Uproar, tumult, disturbance, outbreak, noisy quarrel, row (colloq.).

واژه‌های دیگر با معنی «غوغا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن