دیکشنری فارسی

fractionalize

معنی فارسی

تقسيم بجزء کردن خرد کردن برخه کردن. شکنش کردن برخه اي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-nǝl īz´/vt.

(به بخش‌های ریزه تقسیم کردن) خرد کردن، خرده کردن، ریزه کردن، تکه کردن

شکنش کردن (در تقطیر یا تبلور)

(ریاضی) برخه‌ای کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن