دیکشنری فارسی

fractus

معنی فارسی

ابر شکسته

معنی کامل و مثال‌ها

/frak´tǝs/n.

● (هواشناسی) ابر شکسته

cumulus fractus

ابرپشته‌ای شکسته

stratus cumulus

ابر لایه‌دار شکسته

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن