frappé
معنی کامل و مثالها
/fra pā´/adj., n.
● نیمه منجمد، نیمه یخزده، نیمه ماسیده
● (خوراکپردازی) پسخوراک متشکل از نوشیدنی یا آبمیوهی نیمه ماسیده
● مشروب و ذرات یخ (یخ رنده شده)
● (شمال شرق امریکا) رجوع شود به: milkshake
/fra pā´/adj., n.
● نیمه منجمد، نیمه یخزده، نیمه ماسیده
● (خوراکپردازی) پسخوراک متشکل از نوشیدنی یا آبمیوهی نیمه ماسیده
● مشروب و ذرات یخ (یخ رنده شده)
● (شمال شرق امریکا) رجوع شود به: milkshake
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن