frater US'freıtə معنی فارسی سفره خانه ناهارخوري واژههای دیگر با معنی «سفره خانه» refectories سفره خانه، ناهار خوري refectory سفره خانه، ناهار خوري parlour maid کلفتي که کتارش بيشتر در سفره خانه است، کلفت سرميز dining-room اطاق ناهارخوري ياشام خوري، سفره خانه gunroom مخزن مهمات کشتي، سفره خانه افسران کشتي. knife boy خانه شاگردي که کارش پاک کردن کاردهاي، سفره است، خانه شاگرد