fraudful معنی فارسی کلاه بردار گول زن حيله گر متقلب فريب اميز واژههای دیگر با معنی «کلاه بردار» fraudulent کلاه بردار، گول زن، حيله گر bilk گول زدن، کلاه سر (کسي) گذاشتن، طفره رفتن