دیکشنری فارسی

frazil (ice)

معنی کامل و مثال‌ها

/frāz´il, frǝ zil´/

● (ذرات بلورین یخ که در آب‌های سرد تشکیل می‌شود ولی تلاطم آب موجب می‌شود که آب کاملا یخ نبندد) یخ‌ریزه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن