دیکشنری فارسی

freakishly

UKfriːkiʃliː

معنی فارسی

ازروي بوالهوسي بطورعجيب وغريب بوالهوسانه

تعریف انگلیسی

adverb
  1. unpredictably “the weather has been freakishly variable” “Derived from adjective: freakish, capricious (for: capriciously)”

واژه‌های دیگر با معنی «ازروي بوالهوسي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن