دیکشنری فارسی

free form

معنی فارسی

نوعي پيمايش نوري که در آن عمل پيمايش

توسط علائمي که به وسيله دستگاه ورودي در

هنگام ورود اطلاعات داخل مي شوند کنترل

مي گردد

تعریف انگلیسی

noun
  1. a morpheme that can occur alone

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن