free loan of non-fungible things معنی فارسی عاريه واژههای دیگر با معنی «عاريه» loanword واژه عاريه، واژه بيگانه . borrowed plumes پيرايه عاريه guaranteed loan عاريه مضمونه lending library کتابخانه اي که کتاب عاريه ميدهد nom de guerre نام مستعار، اسم عاريه، تخلص console سگدست، طاقچه عاريه، طاقچه قونسولي consolingly سگدست، طاقچه عاريه، طاقچه قونسولي lendable وام دادني، عاريه دادني lending وام دهي، قرض، عاريه anonym شخص بي نام، نويسنده گمنام، نام عاريه