دیکشنری فارسی

free market

معنی فارسی

بازار آزاد

معنی کامل و مثال‌ها

● (بازرگانی) بازار آزاد (که در آن رقابت و قیمت‌ها آزاد است و دخالت دولت در حداقل)

● (مجازی) پیشی خواهی آزاد، رقابت آزاد

people should be able to express themselves in the free market of ideas

مردم باید بتوانند عقاید خود را در بازار آزاد اندیشه‌ها بیان کنند.

واژه‌های دیگر با معنی «بازار آزاد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن