دیکشنری فارسی

free trade

UKfriːtræd

معنی فارسی

بازرگاني ازاديعني بي گمرک

معنی کامل و مثال‌ها

● بازرگانی آزاد (که بدون تحمیل سهمیه و مالیات‌های استثناآمیز برضد کالاهای خارجی و غیره انجام می‌شود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. international trade free of government interference

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن