دیکشنری فارسی

free-floating

معنی کامل و مثال‌ها

/frē´flōt´iŋ/adj.

● (عامیانه)

● نامصمم، دودل، مردد، بدون تعهد

● شناور، معلق

● بی‌دلیل، بی‌موجب، بی‌انگیزه

free-floating fear

ترس بی‌انگیزه

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن