free-form
معنی کامل و مثالها
/frē´fôrm´/adj.
● دارای بدنه یا سطح پر انحنا، قوسدار، کمانسانه
● بلامقدمه، خودانگیخته، خودجوش، (اثر هنری) آزاد (بدون پیروی از سبک یا سنت بخصوص)
/frē´fôrm´/adj.
● دارای بدنه یا سطح پر انحنا، قوسدار، کمانسانه
● بلامقدمه، خودانگیخته، خودجوش، (اثر هنری) آزاد (بدون پیروی از سبک یا سنت بخصوص)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن