free-living
معنی کامل و مثالها
/frē´liv´iŋ/adj.
● خوشگذران، عشرتطلب، اهل عیش و نوش، شکمباره
● (زیستشناسی) آزادزی (که انگل یا همزیستگر نیست و مستقل زیست میکند)
تعریف انگلیسی
adjective
- not parasitic on another organism